اول خود رابشناس بعد خدایت را

خرید بک لینک

تحقیق در بارهء خود، شیرین ترین تحقیق هاست، زیرا به اندازهء تلاش و سعی ای کهبرای خودشناسی می کنی، نتیجه می گیری. هیچ تلاشی در راه خودشناسی بی نتیجه وبی ثمر نمی ماند. زیرا خودشناسی حق است و حقیقت چیزی جز حقیقت، برای ارائهندارد.

امابسیاری از نسل بشر، برای کشف حقیقت، به جای مراجعه به خود (آن منبع ومرجع اصلی) به دین، مذهب، همسایه، علوم غیر باطنی، تشکل های سیاسی واجتماعی مراجعه می کنند، که البته همهء این ها در جای خود و در ذات خود بدنیستند، اما اگر قرار باشد، دین و مذهب و علم را بشناسیم، و از خودمان غافلباشیم، آن علم و مذهب، علم و مذهبی خواهد بود که پنداری تیغ را دست راهزندهند!

انسان نیزمانند طبیعت و هر چیز دیگر، ضایعاتی دارد و آن ضایعات را باید به رسمیتشناخت و آن را پذیرفت و با آن مدارا کرد. با دوستان مروت با دشمنان مدارا ! ذهن و نفس انسان بزرگترین ضایعه و دشمن اصلی آدمی بوده است و با دشمن،تنها باید مدارا کرد. دشمن را باید شناخت و شناخت دشمن آن را از ما دفع میکند و این تنها راه رفع و شفای آن ضایعهء بزرگ همو ساپین می باشد که درزمان آفرینش آن، با او همراه شده و هیچ ربطی به سیبو گناه اولیه ندارد.

اگربه حافظه، گذشته، دین، فرهنگ، سنت، تشکل ها، جامعه و مراجع دیگر مراجعهکنیم تا پاسخ نیازمان را داده باشیم، این علم هیچ ربطی به خودشناسی نخواهدداشت، زیرا در علم خودشناسی فقط و فقط باید به خود مراجعه شود، حتی بهپیغمبر خدا نیز نباید مراجعه کرد، زیرا آداب خودشناسی مراجعهء به خود است وهیچ مرجع دیگری نمی تواند از درون من به نیاز من پاسخ دهد. مراجع میتوانند از واقعیت های من خبر دهند، اما از حال و اکنون و حقیقت و ذات من،تنها و تنها خودم باخبر هستم، پس مراجعهءبه خود و آن نی لبک خالی درون، اساس، مبنا و محور اصلی خودشناسی است

اگر مشکلاتی با دوست، همسر، پدر، مادر، فرزندان و هرکس دیگری داشته باشیم، دلیل آن، پوشیدگی و درهم بودن علت و معلول هایی هستکه خود ما، ذهن ما و طبیعت ما به آن سرمشق داده است. پوشیدگی و عدم آگاهی وشناخت از یک چیز، موجب تولید شبه و توهم در ذهن می گردد و این امر نسل بشررا تاکنون سرگشته و متحیر کرده است. چه سوءتفاهم و سوءتعبیرهایی که ازسخنان دوست و فلان نویسنده از نوشته و کتابش نشده است و اسم آن را زبانشناسی، روانشناسی و ... گذاشته اند، بعضی ها با پنبه سر می برند، و دراینجا حق است که اگر بگوییم:

بشر، می پندارد که خود را می شناسد و اغلب آدم ها فکر می کنند کهدیگران را هم می شناسند و از نیت اعمال آنان باخبر هستند، خطرناک تر ایناست که روانشناسان و عارف نماها و زبان شناسان دنیا ظن و گمان و خیال بکنندکه دیگران را می شناسند، برای این خطرناک تر است که اینان به گونه ایمشروعیت دارند که انسان و اعمال انسان را مورد کاوش و کنکاش قرار دهند، امااغلب اوقات، عقده و ناتوانایی های خودشان و نفس و خرافه، بر شناخت و کنکاشبی طرفانهء آن نی لبک درون غالب میشود و به همین خاطر است که انسان ها باهم نمی توانند با زبان عشق و محبتسخن گفته و در صلح زندگی کنند.

عدمشناخت از خود و نفس، باعث شده، که انسان ها باهم در جدل و تشنج و در بیگانگی با هم در ارتباط باشند، در حالی که همه می دانیم و یا حداقلنخبگان می دانند که یگانگی و یکپارچگی اصل است، اما با بیگانگی، بهیگانگی دهن کجی می شود. احساس برتری طلبی و منیت و غرور و اینکه من بیشترمی دانم و می فهمم، بدون آن که توانایی های دیگری را مورد مطالعه قراردهیم، یک دهن کجی بزرگ برای توحید، یگانگی و خداوند در حال وقوع است.

"خداشناسی"...

ما را در سایت "خداشناسی" دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 2:15

صفحه بندی